المحقق النراقي
504
خزائن ( فارسى )
آن است كه در بزم ما سخن از سرو و گل و لاله مىرود و سه طور مطلوب جلوهگر شده و اين از اثر ثلاثهء غساله كه فناى آثارى و صفاتى و ذاتى باشد چه به واسطه هر يك يكى از اطوار ظاهر مىشود يا آن كه ياران در مقام طلب سرو و گل و لالهاند كه تمام جلوه مطلوب باشد و اين موقوف و منوط به ثلاثهء غساله است و بدون آنها نمىشود . و مىتواند شد كه مراد از سرو و گل و لاله معانى ظاهريه آنها باشد و با ساقى شكوه از خود و ياران كند و طالب سه پياله غسّاله باشد و معنى اين باشد كه اى ساقى هنوز ما و ياران حديث سرو و گل و لاله و باغ و بستان مىگوئيم و طالب سير و گشت آنها مىباشيم و بحث اين بر ثلاثهء غساله است كه به ما نپيموده كه همه اينها از نظر ما محو شود و به كلى غرق آثار و صفات و ذات مطلوب شويم و از اين امور فراموش كنيم و اگر بر ظاهر حمل شود مراد اين خواهد بود كه ما را هوس سير و باغ و بوستان و تماشاى گل و لاله و سرو بر سر افتاده و اين از اثر سه پياله صبوحى است كه نشاط و نشئهء شراب را در ما ظاهر ساخته . نكتة : گفتهاند اعظم شرائط سلوك راه حق و تبديل اخلاق اشتغال به ذكر است و ذكر به مجرد تلفظ مثمر ثمرى معتد به نيست بلكه بايد قلب متذكر معنى آن باشد تا ملكه شود و ذكر زبان هم به سبب انس قلب است و بعد از آن چندان حاجتى به ذكر زبانى نيست و اخبار و آيات بر مدح ذكر قلبى بىشمار وبسيار است . و بعضى از عرفاء بعد از نقل بعضى از اين اخبار و آيات شروع به طعن بر علماى شريعت كه تلقين ذكر خفى را تشريع گفتهاند كرده و گفته است كه اين يا از عدم اطلاع بر اين شواهد است يا از لجاج و بسيار نا معقول گفته است به جهت آن كه ذكر قلبى كه در آيات و احاديث رسيده قلب را متوجه ياد خدا و عجائب صنع و قدرت او و صفات كماليه او كردن است و اين احتياج به تلقين ندارد و خود علماء نيز ترغيب به اين مىكنند و حضور قلب در نماز و ادعيه را ذكر مىكنند . سخن در تلقين ذكر به نحو خاص است از صورت ذكر خاصى و نشستن به